میلاد پيامبر رحمت (ص)و امام صادق (ع) بر شما مبارك


سیزدهم فروردین از روزهایی است که ایرانیان به هر نحوی ودر همه شرایط آنرا حفظ کرده اند. فردا صحراهای ایران پر از
مردمی است که به دامن طبیعت خواهند آمد تا نحسی سیزده را بدر کنند. این یک کار سمبلیک است که ایرانیان می خواهند
در قاموس زندگی خود در آغاز سال جدید و بعد از گذراندن تغطیلات نوروزی هرآنچه نحس است را از زندگی خود بیرون کنند و
سالی را از نو و بدور از نحسی ها آغاز نمایند. امید که تعطیلات ،خوش سپری شده باشد و سال آینده را هم با آرامش زندگی
کنیم و بدور از نحسی. اگر چه چنین نمی نماید. سبزه های گره زده هم البته که به خواست خدا گره های زندگی و بخت
جوانان را بازخواهد کرد و به سامانشان خواهد رساند. امید که ایران سربلند و ایرانی سرافراز باشد. آمین
دوازده فروردین روزی است که درسال 1358 رفراندم جمهوری اسلامی آری یا نه برگزار شد. کمتر از دو ماه از پیروزی انقلاب می گذشت. در تظاهرات مردم شعار استقلال، آژادی، جمهوری اسلامی کلیدی ترین شعار بود. که در کلمه ی جمهوری اسلامی شکل حکومت تعیین شده بود. اما برای رسمی شدن این شعار با فاصله ی کوتاه دو ماهه زمینه ی رفراندم فراهم شد تا تنها برا اساس "شعار" شکل حکومت جمهوری نباشد و در پای صندوق رای این جمهوریت و اسلامیت شکل تثبیت شده ی حکومت باشد. با توجه به اینکه معمولا بعد از انقلاب ها به این زودی ها به رای مستقیم مردم مراجعه نمی شود، رفراندم سریع دوازده فروردین، نشانه ی بزرگی برای توجه عمیق به نقش مردم تفسیر شود. امام به عنوان رهبر انقلابی که به سقوط شاه انجامید با تاکید می گفتند که رای من به جمهوری اسلامی است. نه یک کلمه کم و نه یک کلمه زیاد. مردم هم در فرداروزی به این دو کلمه رای دادندمردم هم در فرداروزی به این دو کلمه رای دادند. اما اکنون بعد از 27 سال از آن تاریخ متاسفانه موازنه ی جمهوریت و اسلامیت برقرار نیست. حتی اخیرا که رسما و علنا نقش مردم و جمهوریت نفی می شود. تعهد و پیمان روز دوازده فروردین بامردم، تعهد دوجانبه جمهوری اسلامی بود نه یک کلمه کم و نه یک کلمه زیاد.

رحلت نبي مكرم اسلام و شهادت امام حسن مجتبي و امام رضا(ع) تسليت باد
بهار جشن طبیعت است
و طبیعت در جشن بهاری خویش آنقدر زیباست که آدمی را مسحور خویش می کند
آن چنان که از سخن گفتن باز می ماند
و حرف هایش، ناگفته در ژرفای جانش انباریده می شود
به جای او گنجشگان پرگو سخن می گویند
و زبان گنجشگان یعنی: بهار، برگ، نسیم، عطر
***************************************
اي دل كه تو را يار خريدار آمد
بختيار آمدي و بخت ترا يار آمد
دكه عشق چراغان كن و نازي بفروش
كه دگر نوبر شاميوه به بازار آمد
لاله چون تاج فريدون بدرخشيد كز كوه
پرچم كاوه نوروز پديدار آمد
فالي از سال نكو زن كه بدشت و هامون
خرمن انباشت گل و سبزه به خروار آمد
كار گل،زار نخواهد شدن از خار كه دوش
بلبل، آهنگ غزل كرد و به گلزار آمد
شيشه ها ضرب گرفتندبه باران بهار
كه به رقص از سر شادي در و ديوار آمد
باز ديدي كني از گل كه سحر باد بهار
شهريارا گُلت آورد و به ديدار آمد
************************************
عطر نرگس
رقص باد
نغمه شوق پرستوهاي شاد
خلوت گرم كبوترهاي مست
نرم نرمك مي رسد اينك بهار
سال نو مبارك
***************************************************
اميدوارم دلتون هميشه سبز و بهاري باشه و به ياد خدا
سفره در هر آيين و فرهنگ از تقدس خاصي برخوردار است. در ايران باستان هم رسم بر اين بوده كه با فرا رسيدن نوروز سفرهاي را پهن كنند تا به سپاسگذاري از اهوراي يگانه بپردازند. عدد هفت هم در ميان ايرانيان از تقدس خاصي برخوردار بوده و بارها و بارها در ادبيات و تاريخ ايران تكرار شده است. به گزارش ايلنا، سفره هفت سين تشكيل شده از انواع و اقسام خوراكيهاي مختلف كه هر كدام منادي يك پيام است. روايت است كه سفره هفت سين قبلاً با نام هفت شين خوانده ميشد؛ اما به دليل وجود شراب در اين سفره، در دوران اسلامي به هفت سين تغيير نام پيدا كرده است.
اجزاي سفره هفت سين، عبارتند از:
سير، گياهي است گندزدا و نمادي است براي سلامتي و تندرستي.
سماق، از آن جا كه به رنگ خورشيد به هنگام طلوع است، نمادي براي از بين رفتن شام تيره و طلوع صبح صادق است.
سنجد، ميوه درخت كنار به نشانه عشق است. وقتي كنار به حد رشد خود رسيد، رايحه آن و ميوه آن باعث عشق مردم به يكديگر ميشود.
سركه، از آن جا كه درست شدن آن به زمان طولاني نياز دارد و صبر زيادي را ميطلبد؛ بنابراين سركه نمادي است براي صبر.
سمنو، غذايي است مقوي و شيرين كه درست كردن آن نياز به مهارت و صبر زياد دارد و نمادي است براي شيريني زندگي.
سبزه، نمادي است براي جوانه زدن و نو شدن, همچنين در روايات است كه در دوران كهن شاهان ايراني انواع غله را خيس ميكردند و هركدام كه بهتر جوانه ميزد و شادابتر به نظر ميرسيد، محصول آن سال زمينهاي پادشاهي بود.
سكه، كه نمادي است از بركت.
تخممرغ، كه نمادي است از زايش.
ماهي، نمادي است براي زنده نگاه داشتن سفره هفت سين. همچنين در روايت است كه ماهي به دليل نام عربيش "سمكه" در دوران پس از اسلام درسفره هفت سين قرار داده ميشد.
شمع، نمادي است براي روشنايي.
ديوان حافظ، ايرانيان همواره از ديوان حافظ به عنوان آرامشدهنده و مسكن قلب، در زمان ناراحتيها و غم استفاده ميكردند و وجود اين كتاب در سفره هفت سين نمادي است براي گوش فرادادن به نصيحتها و اندرزهاي بزرگان.
نوروز جشن ايرانيان، از روزگاران كهن پر شكوهترين جشن بهاري در جهان بوده است. نوروز، جشن شروع فروردين يا "فرودگان" است كه يادآور اجداد و نياكان آريايي است و چنان ميپنداشتند كه در پنج شب، ارواح پاك مردگان ، براي ديدار وضع زندگي و احوال بازماندگان به زمين فرود ميآيند و در خانه و آشيانه خويش سرگرم تماشا و سركشي ميشوند. اگرخانه روشن و پاكيزه و ساكنان آن راحت و شاد باشند، ارواح مسرور و سر افراز بازميگردند؛ اما در غير اين صورت، آنان غمگين و ناراحت به منزلگاه خويش باز ميگردند و تا سال آينده به انتظار مينشينند.
درباره پيدايش نوروز در روايت ديگري چنين آمده است كه نيشكر را جمشيد در اين روز يافت و مردم از كشف خاصيت آن متحير شدند. پس جمشيد دستور داد تا از "شهد آن" شكر ساختند و به مردم هديه دادند. از اين رو ، آن را نوروز ناميدند.
همچنين، روايت ديگري است كه اهريمن، بلاي خشكسالي و قحطي را بر زمين فرو فرستاد؛ اما جمشيد به جنگ با اهريمن پرداخت و عاقبت او را شكست داد. آنگاه خشكسالي، قحطي و نكبت را بر روي زمين از ريشه خشكاند و به زمين بازگشت. با بازگشت وي درختان، نهالها و هر چوب خشكي سبز شد. پس مردم اين روز را " نوروز" خواندند و هر كس به يمن و مباركي در تشتي جو كاشت و اين رسم سبزه نشاندن در ايام نوروز از آن زمان به امروز باقي مانده است.
همچنين روايت ديگري در خصوص نوروز است كه آرياييها در روزگاران باستاني داراي دو فصل گرما و سرما بودند. فصل سرما، شامل دو ماه و فصل گرما شامل 10 ماه ميشد؛ ولي پس از مدتي، تابستان داراي هفت ماه و زمستان داراي پنج ماه شد. در هر يك از اين دو فصل جشني برگزار ميكردند كه هر دو اين جشنها را آغاز سال نو تلقي ميكردند. در جشن اول كه هنگام آغاز فصل گرما يعني زماني كه گلهها را از آغل به چمنهاي سبز و خرم ميكشاندند و از ديدن چهره گرمابخش خورشيد شاد ميشدند. جشن دوم با شروع سرما آغاز ميشد. در اين ايام گله را به آغل باز ميگرداندند و با توشههاي اندوخته از آنها نگهداري ميكردند. بر اساس شواهد و قرا ئن، جشن نوروز حتي هنگام تدوين بخش كهن اوستا نيز در آغاز بهار بر پا ميشد و شايد به نحوي كه اكنون بر ما معلوم نيست، آن را در برج مزبور ثابت نگاه ميداشتند.
عيد نوروز، شش روز متوالي دوام داشت. در اين روزها، سلاطين بارعام ميدادند و نجباي بزرگ و اعضاي خاندان خود را به ترتيب ميپذيرفتند و به حاضران عيدي ميدادند.
در روز اول سال، مردم زود از خواب بر ميخواستند. به كنار نهرها و قناتها رفته و خود را ميشستند و به يكديگر آب ميپاشيدند و شيريني تعارف ميكردند. صبح قبل از آن كه كلامي بگويند، شكر يا عسل ميخوردند و براي حفظ بدن از ناخوشيها و بدبختيها، روغن به تن ميماليدند.

بازکن پنجرهها را٬که نسیم
روز میلاد اقاقیها را
جشن میگیرد
و بهار
روی هر شاخه٬کنار هر برگ
شمع روشن کرده است.
همهی چلچلهها برگشتند
و طراوت را فریاد زدند
کوچه یکپارچه آواز شده است
و درخت گیلاس
هدیه جشن اقاقیها را
گل به دامن کرده است.
باز کن پنجرهها را٬ای دوست
هیچ یادت هست
که زمین را عطشی وحشی سوخت؟
برگها پژمردند؟
تشنگی با جگر خاک چه کرد؟
فریدون مشیری
كاشتن سبزه رسمي كهن است كه بين ايرانيان تا به امروز پايدار مانده است
بلاگر http://www.shahrestani.blogfa.com مي نويسد:
اسفند ماه، ماه پاياني زمستان، هنگام کاشتن دانه و غله است. کاشتن "سبزه عيد" به صورت نمادين و شگون، از روزگاران کهن، در همهً خانهها و در بين همهً خانواده ها مرسوم است.
در ايران کهن، " بـيست و پنج روز پيش از نوروز، در ميدان شهر، دوازده ستون از خشت خام بر پا مي شد، بر ستوني گندم، برستوني جو و به ترتيب، برنج، باقلا، کاجيله ( گياهي است از تيرهً مرکبان، که ساقه آن به ٥٠ سانـتي متر است )، ارزن، ذرت، لوبـيا، نخود، کنجد، عدس و ماش ميکاشتـند؛ و در ششمين روز فروردين، با سرود و ترنم و شادي، اين سبزه ها را مي کندند و براي فرخندگي به هر سو مي پراکندند."
و ابوريحان نقـل مي کند که: "اين رسم در ايرانيان پايدار ماند که روز نوروز در کنار خانه هفت صنف از غلات در هفت استوانه بکارند و از رويـيدن اين غلات، به خوبي و بدي زراعت و حاصل ساليانه حدس بزنند."
امروز، در همهً خانه ها رسم است که ده روز يا دو هفته پيش از نوروز، در ظرف هاي کوچک و بزرگ، کاسه، بشقاب، پشت کوزه و ... دانه هايي چون گندم، عدس، ماش و ... مي کارند. موقع سال تحويل و روي سفره "هفت سين " بايستي سبزه بگذارند. در برخي از شهرهاي آذربايجان، سومين چهارشنبه به خيس کردن و کاشتن گندم و عدس براي سبزه هاي نوروزي اختصاص دارد. اين سبزه ها را در خانواده ها تا روز سيزده نگه داشته، و در اين روز زماني که براي " سيزده بدر " از خانه بـيرون مي روند، در آب روان مي اندازند.

