خیلی زود گذشت هنوز باور فراق یک معلم سخت و سخت هست حاج سعید را با درس ها و کلامش مجسم می کنم. هنوز مزار حاج سعید محفل یاران و مردم جهرم است این خوشحالی من را صد چندان می کند. مزار او محلی برای درد دل ها و حرفهایم شده است انگار وقتی به بالای خاک او می روم آزاد می شوم. راستی هنوز جهرم هم باور نمی کند سعدایی رفت! به راستی این ۱ سال ۱۰۰ سال گذشت خاطرات حاج سعید حرف ها و امید هایش را هنوز زنده نگه داشته ام.
امسال انتخاباتی سخت و حواشی تاریخی و طاقت فرسایی به همراه داشت. اما برای من شاید آشنا و جالب بود همه این مسیر ها را حاج سعید گفته بود خطر حذف اندیشه و آرمان های یک ملت و ظهور بنیاد گرایان از جمله آنان بود.
جهرم هنوز به خود می بالد که مهندس سعدایی مردانی را همراهی می کرد که امروز هرکدام مدیری برای این کشور باشند. هنوز خدمات حاج سعید در جهاد سازندگی و احداث (نیروگاه و سد سلمان) مردم به روشنی یاد می کنند و وقتی بیت معظم آیت الهی و مخالفین از ادب و اخلاق او همچنین خدمات وی به نیکی یاد می کنند به خود می بالم که چه معلمی داشتم و از خود بی خود میشم که کاش سهل انگار نبودم و بیشتر از درس ها استفاده می کردم. حاج سعید در عین سادگی بزرگ بود.
در این یک سال چه خوبی ها از موافقین و مخالفین شنیدم و چه حرف ها هم در دلم نگه داشتم تا روزی بگویم محمد علی سعدایی خدماتی داشت که جهرم را برای سالها بیمه کرد.
روزی دوستی از خدمات جهاد و حمل سیمان توسط حاج سعید می گفت دیگری از ایمان واقعی و صداقت همکاری از راست گویی او می گفت البته خبرنگاری از مشهورین صداوسیما از بزرگواری او می گفت، همه و همه از مردی می گفتند که برای جهرم شهره خاص و عام بود.
اما با حاج سعید بودن و شناختن او حرفی کذب و ناروا است زیرا او برایم همیشه ناشناخته بود.
امید که راه آن عزیز را ادامه دهم و در راه آرمان او ثابت قدم باشم.انشااله
پی نوشت: پارلمان نیوز:مرحوم سعدایی:اینگونه زندگی کنیم؛ سبز اما بیریا
باربدنیوز: به بهانه سالگرد درگذشت مرحوم سعدایی نماینده جهرم در مجلس ششم
حیات نو:سبـز و بـىريا
خواجه شمس الدین حافظ شیرازی عارف معارف الهي وحافظ قرآن، دانشمندی بزرگ حکيمی دانا و شاعري توانا، غزليات حافظ زبده ندارد، همه ابیاتش شيرين، مليح، روح نواز و در کل نواي حافظ ملکوتي، کلامش کلام دل و بيانش بيان احساسي عميق و عارفانه است.
شعر حافظ در زمان آدم اندر باغ خلد
دفتر نسرين و گل را زينت اوراق بود
حافظ به طرز انديشه و شعر و کلام و عرفانش اعتقاد دارد و خودش مي سرايد:
صبحدم از عرش مي آمد خروشی، عقل گفت
قدسيان گویی که شعر حافظ ازبر مي کنند

خلاصه در کنار حافظ بودن به انسان روحیه مضاعفی می دهد.
(کس چو حافظ نگشود از رخ اندیشه نقاب)
پی نوشت :خواجه شیراز این روزها خیلی مظلوم هست. راستی اشعار حافظ با شجریان زنده است اما در رسانه به اصطلاح ملی! امسال پخش نشد اما چیزی از انس و الفت شجریان به این این شاعر پرآوازه کم نکرده است.راستی حافظیه هم امروز مهمان ناخوانده داشت...
اي دوست وقتً خفتن و خاموشي ات نبود
وز اين ديار دورً فراموشي ات نبود
تو روشنا سرود وطن بودي و چو آب
با خاکً تيره روزً هماغوشي ات نبود
ميخانه ها ز نعره تو مست مي شدند
رندي حريفً مستي و مي نوشي ات نبود
دودً چراغ موشيً دزدان ترا چنين
مدهوش کرد و موسمً خاموشي ات نبود
سهراب اضطراب وطن بودي و کسي
زينان به فکرً داروي بيهوشي ات نبود
در پرده ماند نغمه آزاديً وطن
کانديشه جز به رفتن و چاوشي ات نبود
در چنگ تو سرود رهايي نهفته ماند
زين نغمه هيچ گاه فراموشي ات نبود
اي سوگوار صبح نشابورً سرمه گون
عصري چنين سزاي سيه پوشي ات نبود
محمدرضا شفيعي کدکنی
2۱ سپتامبر 2009، پرينستون

