تبليغاتX
چتر نوشت

کمتر از چند روز به پایان دوره چهارساله مأموریت "سیدمحمدرضا رضازاده" استاندار دولت نهم در فارس نمی‏گذرد که به مدد یاران رئیس دولت"روح الله احمدزاده کرمانی" 35 ساله جانشین وی می‏شود، تا اصولگرایان فارس رضازاده را به اعمال "مدیریت خانوادگی نا کارآمد" محکوم کرده و تن به انتخاب استانداری غیر بومی دهند.

هفتم آذرماه سال 84 بود که اصولگرایان فارس در فرودگاه شیراز جمع شدند تا از رضازاده که از نزدیکان فامیلی آیت‏الله "محی‏الدین حائری شیرازی" بود، استقبال کرده و با اهدا یک چفیه او را ناجی فارس به نامند و البته در مقابل اصلاح طلبان فارس، بدرقه‏ای بی نظیر برای "ابراهیم انصاری‏لاری" استاندار دولت اصلاحات ترتیب دادند.

مراسم معارفه رضازاده در حالی برگزار شد که اصولگرایان انتظار داشتند، او رقیبی در خور و جانشینی موفق‏تر برای انصاری‏لاری باشد. اما حالا پس از 4 سال اصولگرایان او را به اعمال مدیریت ناکارآمد خانوادگی محکوم می‏کنند و عقب ماندگی‏های فارس را ناشی از مدیریت وی می‏دانند.

رضازاده که در سال 84 در رقابت با سردار "عبدالعلی نجفی" فرمانده وقت بسیج استان فارس، ساکن طبقه ششم ساختمان استانداری فارس شد، هر چند در مراسم معارفه خود برنامه خوبی مبتنی بر استعدادهای استان فارس ارائه کرد و موفق شد 4 بار میزبان احمدی نژاد در این استان باشد، اما به رغم همه تلاش‏هایش از سوی اصولگریان نمرات منفی را  در کارنامه مدیریت این استان کسب کرد.

او با انتخاب معاونانی به مراتب ضعیف از خود و اصرار بر به کارگیری و فعالیت مدیران ناتوان به ویژه در حوزه‏های فرهنگی، اقتصادی، عمرانی و برنامه‏ریزی متهم شد که بیش از هر کسی با کانون‏های قدرت در استان ارتباط دارد و با تأثیر از آنان مدیریتی خانوادگی را راه انداخته است.

رضازاده همچنان که مشاورانی سیاسی و کم توان را برای خود برگزیده و در برخی موارد هم تا آخرین لحظه مشاوری انتخاب نکرد، در مرکز سیاسی کشور و در هیأت دولت هم پشتوانه لازم رایزنی برای جذب اعتبارات نداشت و اتکای بیش از حدش به مصوبات سفر ریاست جمهوری به استان، او را از تلاش برای جذب اعتبارات بیشتر عمرانی باز داشت.

استاندار دولت نهم در استان فارس با بدنه دانشگاهی و کارشناسی استان ارتباط چندان موفقی بر قرار نکرد، ضمن اینکه برنامه بی سابقه استقبال از او در سال 84، توهمی را ایجاد کرده بود که او از کاریزمای بالای در بین اصولگرایان برخوردار است و همین توهم بین او و اصولگرایان و به ویژه نمایندگان دور هفتم و هشتم فاصله انداخت.

اما "روح الله احمدزاده کرمانی" استاندار جدید فارس که از تجربه کمتری برخوردار است و البته بومی فارس هم نیست، راه سخت و دشواری را پیش رو خواهد داشت.

اگر چه انتخاب احمدزاده کرمانی به رغم وجود نیروهای بومی توانمند حتی در بین اصولگرایان فارس، چندان منطقی به نظر نمی‏رسد، اما بومی بودن شاخص مهمی برای ارزیابی توانمندی افراد نیست؛ بنابراین باید منتظر ماند تا آینده برسد.

احمدزاده البته می‏تواند با به کارگیری همه ظرفیت‏های سیاسی وسیاسی استان و معاونان، مشاوران و مدیران توانمند را برای خود انتخاب کرده و از تمامی پتانسیل‏ها، امکانات و چالش‏های استان فارس برای رسیدن به توسعه معنادار آگاهی یابد و بر این اساس برنامه‏ریزی کند.

همگامی با جامعه دانشگاهی و روحانیت استان و دنبال کردن سیاست‏های توسعه‏ای مبتنی بر نیازهای منطقه‏ای در کنار ایجاد ارتباط منطقی با نمایندگان مجلس شورای اسلامی ضرورتی است که استاندار جدید فارس نباید از آنها غافل شود.

خشکسالی، بحران در صنایع، بالا بودن نرخ بیکاری و پائین بودن نرخ سرمایه گذاری چالش‏های مهمی است که احمدزاده کرمانی در کنار التهابات سیاسی در استان فارس تجربه خواهد کرد و باید برای آنها برنامه داشته باشد.

حرف برای گفتن بسیار است و باید منتظر آینده ماند که احمدزاده کرمانی 4 سال دیگر به سیاق کدامیک بدرقه خواهد شد! انصاری لاری یا رضازاده؟

 

منبع وبلاگ سعید نظری ایسنا فارس

پی نوشت من مطلبی در  این خصوص نوشتم اما مطلب این دوست عزیز رو بسیار جالب و با دید بسیار منطقی دیدم. البته مهندس رضازاده یک حسن داشت که دوران گذشته نیز مدیر بود و تجربیات عرصه مدیریت آب را به همراه داشت اما مدیر جدید در بحث کلانگری و آشنایی با فارس زمان نیاز دارد.

نوشته شده در شنبه بیست و سوم آبان 1388ساعت 22:19 توسط سيد علي تراب| |

 

هر سال 17 مرداد روز خبرنگار نامگذاري شده در 17 مرداد سال 77 شهيد محمود صارمي به همراه ديپلماتهاي  كنسولگري ايران در مزارشريف به دست طالبان ترور شدند.

در دولت آقاي خاتمي روز شهادت اين عزيز(محمود صارمی) روز خبرنگار نامگذاري شد تا شايد يادي از مظلوميت اهالي رسانه باشد.

 

 

خلاصه من از بچگي به بررسي اخبار روز و رويداد هاي پيراموني علاقه داشتم  اولين روزنامه در 10 سالگي به نام چهره جهرم مطالعه كردم. از سال 78با روزنامه پارس و از 82 خبرنگار افتحاري اعتماد شدم تا اينكه رسما در سال 84 وارد وادي رسانه شده و خبرنگار ايلنا همچنين همكار روزنامه هاي خبر جنوب، ايران و فارس نما و با ايسنا از طريق دوست عزيز كامران ترابي كار كردم. الان هم كار خبري مي كنم و در برخي نشريات هم دستي به قلم دارمالبته بیشتر وقتم سردبیری سایت جهرم نیوز است.

 

روزی دوستی سوال کرد تاکنون پیش آمده فردي شما رو از انعکاس اخبار منع کند گفتم که بیش از تقاضای اطلاع رسانی بوده! اینهم نشانه نبود فرهنگ نقد پدیری و بررسی بدون احساسات رویداد ها  از سوی مردم  ما  است.در کشور های یشرفته مطالعه روزنامه سرآمد فرهنگ جامعه است در کشور ما بسياري فقط  جهت مطالعه نیازمندی ها روزنامه می خوانند.

 

جا دارد از شهداي رسانه به خصوص عليرضا افشار و مرحوم استاد مجيد رفان خبرنگار جهرمي هم يادي كنم كه مظلومانه نوشتند ، منعكس نموده و رفتند. آرزوي همه رسانه چي ها گسترش فرهنگ نقد پذيري در جامعه ايران است!

 

روز خبرنگار هم به دوستان و همکاران عزيزم محمد كاظم روحاني ن‍ژاد خبرنگار باسابقه واحد مركزي خبر ، فرزاد صدري و سعید نظری ايسنا فارس ، علي هوشيار و پیرزاده اهالی واحد خبر شیراز ، كريم تابش ، بهروز شجاعی و سايرين تبريك ميگم.

نوشته شده در شنبه هفدهم مرداد 1388ساعت 12:57 توسط سيد علي تراب| |

این شعر تقدیم به مرد و زنی که باهم سبزگونه ایستاده اند:


ای سبز


از خویشتن به در شو، ای سبز، ای جوانه

بشکاف پیله ات را، ای شعر، ای ترانه


روح کویری ما، لب تشنه است و خسته

دریاب جوی ما را، ای آب، ای روانه


با داغی شقایق، با سرخی شکوفه

یکباره آتشم زن، ای شوق، ای زبانه


آن روشن نهان را، دیدن نمی توانم

کاری برای من کن، ای عشق، ای بهانه


در من بتاب و گل کن، من و چلچراغت

با اصل خود یکی شو، ای دوست، ای یگانه


از قلب من گذر کن، در جان من سفر کن

ای سرخ بی نهایت، ای سبز بی کرانه


مرحوم عمران صلاحی

نوشته شده در جمعه پنجم تیر 1388ساعت 0:54 توسط سيد علي تراب| |

 

امروز فال آقا
سيد محمد خاتمي را مي‌گيرم. (پوریا طالبی) اعتماد ملی ۳/۳/۱۳۸۸

 

آقا سيد محمد! توي فالت مي‌بينم براي اينکه به اجنبي و عوامل صهيونيسم دست ندهي به بيرون مي‌روي. اما نگران نباش يک نفر مي‌آيد که وقتي سخنراني مي‌کند اجنبي و عوامل صهيونيسم دسته‌جمعي بلند مي‌شوند و سالن را ترک مي‌کنند و مي‌روند بيرون.

 
آقا خاتمي! توي فنجانت هر 9 روز يک بحران مي‌بينم اما بعد از تو 9 بحران در يک روز مي‌بينم. بعضي روزها هم 900 بحران در يک روز مي‌بينم. به طوري که شب‌ها ملت موقع خواب از خانواده حلاليت مي‌طلبند.


آقا خاتمي! در طالعت مي‌بينم که خيلي سعي مي‌کني با مردم و تمدن‌هاي جهان گفت‌وگو کني اما نگران نباش، بعد از تو يک نفر مي‌آيد که مردم و تمدن‌هاي بزرگ جهان (البته غير از تمدن ونزوئلا!) تمام سعي‌شان را مي‌کنند که با ما گفت‌وگو نکنند و آقا عباس کيارستمي را هم دو بار دو دوبار انگشت‌نگاري کنند. سيد ممد جان! اين چه کار بدي بود که به جاي تلفن زدن به رهبران جهان و اين‌ها، براي‌شان نامه نوشتي، يا اصلا اين چه کار بدي بود که آقا بيل کلينتون به صورت دست‌نويس به تو نامه نوشت، اين‌ها واقعا کارهاي بدي بود! چون آدم اگر به کسي تلفن بزند و طرف جواب ندهد، يا گوشي را بردارد و قطع کند يا گوشي را دستش نگه دارد اما مسواکش را بزند، کسي متوجه نمي‌شود و آدم در کل ضايع نمي‌شود. اما بعد از تو يک نفر مي‌آيد که به همه از دم نامه مي‌نويسد. البته براي رضاي خدا هم که شده پستچي يک نامه با تمبر خارجي در صندوق رياست‌جمهوري نمي‌اندازد که رويش نوشته شده باشد؛
Dear Mahmood jan! please khodat shakhsan molaheze kon. With Love!


سيد جان! توي فالت افتاده که مردم براي تو هورا مي‌کشند و وقتي جايي براي ديدن تو جمع مي‌شوند به وسيله برادران موتورهزاري متفرق مي‌شوند. اما بعد از تو يک اتفاق بامزه مي‌افتد، مردم بعد از تو از طرف حراست و کارگزيني کارخانه‌شان دعوت به تجمع مي‌شوند و دانش‌آموزان با اتوبوس به محل سخنراني برده مي‌شوند، البته از چه ساعتي آن‌جا مي‌ايستند!؟ از ساعت 9؟ نه، از ساعت 8؟ نه؟ از ساعت 7؟ نه، از ساعت 4 صبح براي تماشاي آقا محمود جمع مي‌شوند و بعدش هم که کي خسته‌اس!؟ دشمن.


آقا سيد ممد! خلاصه بعد از تو هفت تا گاو لاغر نه تنها هفت تا گاو چاق را مي‌خورند، خودشان را هم گاز مي‌گيرند!


آقا خاتمي! در طالعت مي‌بينم که کن يو اسپيکينگ انگليش؟ اما بعد از تو يک نفر مي‌آيد که One دقيقه پليز!

راستي آقا خاتمي از اين گوني‌هاي سيب‌زميني به شما ندادند؟


سید محمد خاتمی درسالروز دوم خرداد :با نوشتن نام زیبای میرحسین موسوی بار دیگر دین خود را به اسلام، انقلاب و نظام ادا كنید.»

 

نوشته شده در سه شنبه پنجم خرداد 1388ساعت 1:47 توسط سيد علي تراب| |
مهندس موسوی و خبرنگاران در جوار آرامگاه سعدی 

(در بین صندلی مهندس موسوی و خانم رهنورد)

 

میرحسین موسوی در شیراز اهداف شرکت در انتخابات ریاست جمهوری دهم بیان کرد.

مهندس موسوی در این سفر با آیت اله سید علی محمد دستغیب در مسجد قبا و آیت اله سید عبدالعلی آیت الهی در بیمارستان دیدار و عیادت کرد.

 

یاری:حاشیه نگاری من از سفر میرحسین موسوی به شیراز

 

پی نوشت روزنامه یاس نو نیامده توقیف شد و محمد صالحی از دوستان خوبم در تهران بار سفر بست. روحش شاد

 

 

نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1388ساعت 1:33 توسط سيد علي تراب| |
 

عکس  دوست خوبم حنیف شعاعی

 

سید محمد خاتمی با همه مخالفت ها به شیراز آمد و مردم با استقبال بی نظیر پاسخ زیبایی به مخالفان خاتمی دادند.

 

در این سفر بیشتر به اضطراب برخی! از محبوبیت خاتمی پی بردم.

جای خالی مرحوم مهندس سعدایی هم در بین یاران خاتمی سبز بود...

 

اخبار ،حواشی و عکس های سفر را در یاری و موج سوم مشاهده کنید.

نوشته شده در شنبه هفدهم اسفند 1387ساعت 8:20 توسط سيد علي تراب| |
 

 

سید محمد خاتمی پس از مدتها تردید و بررسی  وارد گود انتخابات دشوار ریاست جمهوری دهم برای رقابت با محمود احمدی نژاد شد.

 

خاتمی با اعلام حضور خود در دهه فجر ۳۰ ساله انقلاب به نظرم قصد داشت به برخی بگوید یاران اصلی انقلاب هنوز وفادارانه حضور دارند.

 

من با همه اینکه به آقای خاتمی و چهره فرهنگی وی ارادت ویژه ای دارم اما باید در جبهه اصلاحات وحدت رمز  موفقیت قرار بگیرد.

 

راستی با اعلام حضور خاتمی من رو به خاطرات دوران خرداد ۷۶ و ستاد ایشان و حضور من در جمع یاران خاتمی انداخت پدرم در ستاد حضور داشتند و منهم پس از امتحانات نهایی پنجم ابتدایی برای اندیشه نونهالانه خویش به ستاد می رفتم.

 

 

دورانی بود یاد و خاطره مرحوم حاج سعید سعدایی هم بخیر  که خاتمی رو  به ما معرفی کردو جایش خالی هست ...

 

 
منتظریم تا اثرات تلاش ما در کنار کلام خاتمی ترانه بودن را بنوازد...

 

 

یاری  خاتمی کاندیداتوری خود را رسما اعلام کرد.

 


 

درگذشت آیت اله سید محمدعلی آستانه  

 

وی از علمای متفکر بود که سالها فراموش شده بود...

نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم بهمن 1387ساعت 1:1 توسط سيد علي تراب| |
هفته نامه شهروند امروز توقيف شد

 هنوز باورش سخت هست هفته نامه تاریخی و با محتوای شهروند امروز توقیف شد!

در شماره های گذشته خاطرات کرباسچی شهردار موفق تهران نوشته بود و با این توقیف من یاد حرف کرباسچی افتادم (سیاست و هزار درد) حتی برای نگارش!

هفته نامه شهروند امروز در حالي هفتادمين شماره خود را روي گيشه مطبوعات منتشر  كرد كه تا كنون چندين بار زمزمه‌هايي مبني بر توقيف اين نشريه شنيده شده بود.

دقایقی پیش توقیف این مجله وزین رو در سایت تابناک دیدم. شهروند رو از شماره اول دارم و مخاطب همیشگی بودم. از نظر کیفیت مطالب و محتوا با مجلات معروف دنیا تا حدودی قابل قیاس بود و راهی جدید در دنیای جدید اطلاع رسانی باب کرد.

به راستی شهروند رو از بارز ترین مجلات فعال دوران انقلاب دیدم و امیدوارم روزی از این بی ظرفیتی اجتماعی در راه آگاهی مردم حداقل کمی کاسته شود.

باید منتظر بود شاید برخی به فکر فرو روند که آگاهی هم راهی برای عدالت ،موفقیت و پیشرفت اجتماعی فرهنگی مردم است و این امر لازمه رسیدن به قله های اصلی محسوب می گردد.

 

فوری:رضا خجسته رحیمی،دبیر تحریریه هفته نامه شهروند امروز گفته است که چون حکم توقیف این هفته نامه ابلاغ نشده است،شماره 71 شهروند شنبه در کیوسک های مطبوعاتی عرضه می شود.او می گوید:قاعدتا و قانونا بايستي حکم توقيف به نشاني دفتر نشريه مي‌رسيده، که تا پايان وقت اداري روز پنج‌شنبه 16آبان، چنين اتفاقي نيفتاده است. به همين دليل، اين شماره‌ي «شهروند امروز» به چاپخانه رفته و روز شنبه 18آبان در دکه‌ها و مراکز فروش مطبوعات عرضه خواهد شد. 

 

با خود عهد کردم در خصوص هر مطلبی که می نویسم از مرحوم مهندس سعدایی نیز کلامی بیان کنم.شاید نوعی قدرشناسی از این  عزیز سفر کرده باشد.

 

روزی مرحوم سعدایی به من گفتند خواندن شهروند نیاز به تفکر و بررسی دقیق مطالب توسط خواننده دارد و ابراز خوشحالی می کرد که راهی برای ارتقای فکری جامعه باز شده است و جوانان با واقعیت ها و تاریخ بیشتر آشنا می شوند.یادش گرامی

 

نمی دونم از کدام باب اطلاع رسانی آزاد! در کشور سخن بگویم.

 

چرا و چگونه...

 

 

پی نوشت  مروري بر زندگي روساي جمهور امريکا

نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم آبان 1387ساعت 23:7 توسط سيد علي تراب| |
 

علی کردان کم سابقه ترین وزیر کشور تاریخ یکصد ساله اخیر که پس از رأي اعتماد جنجالي مجلس به خود، پس از سه ماه با رأي نمايندگان از وزارت کشور رفت.

 

نمایندگان موضوع استيضاح  کردان اعلام صداقت شخصوی اعلام کردند

1- در جريان كسب رأي اعتماد مجلس شوراي اسلامي، در پاسخ به سخنان مخالفان مبني بر معتبر نبودن مدارك دكتراي افتخاري وي از دانشگاه آكسفورد انگلستان و نيز مدرك كارشناسي ارشد از دانشگاه آزاد اسلامي، وي اين سخن را قاطعانه رد و با نشان دادن برگه‌اي به عنوان مدرك دكترا، اعلام كرد كه اگر مي‌دانستم درباره مدرك كارشناسي ارشد من نيز شبهه هست، آن را با خود به مجلس مي‌آوردم.

 

پس از گزارش رئيس كميسيون آموزش و تحقيقات مجلس مبني بر اين كه مدارك تحصيلي نامبرده بي‌اعتبار است، وي در نامه‌اي به رئيس‌جمهور ادعا كرد كه از نماينده دانشگاه آكسفورد در تهران فريب خورده است، در حالي كه همگان مي‌دانستند، دانشگاه‌هاي معتبر دكتراهاي افتخاري را در شرايط خاص، تنها به برخي از مقامات عالي‌رتبه سياسي يا پژوهشگران و نخبگان جهاني علمي مي‌دهند.

 

به هر حال، چه وي فريب خورده باشد و چه با عدم ‌صداقت رفتار كرده باشد، چنين فردي شايستگي سمت وزارت كشور را كه مسئوليت بزرگ اداره سياسي كشور و برگزاري انتخابات گوناگون را بر عهده دارد؟

نخستين شرط خدمت کردن مگر كياست و صداقت و امانتداري نیست؟به نظرم ادامه حضور وی در اين جايگاه، موجب تضعيف و خدشه دار شدن آبروی نظام بود.

 

2-دريافت حقوق با مدرك غير معتبر

 

3- عضويت در هيأت علمي دانشگاه آزاد اسلامي با رتبه دانشياري و با مدرك غير معتبر!

 

گفتني است، نشست استيضاح کردان که از سوي رئيس‌جمهور اظهار شد ما مجلس را يار خود مي‌دانيم، اما اين استيضاح را نمي‌پذيريم، بدون حضور اعضاي هيأت دولت و حتي رئيس‌جمهور برگزار و کردان و معاونانش تنها مهمانان دولتي اين جلسه بودند.

همچنين احمدی نژاد در اين باره گفته بود: قطعا همه ضعف‌هايي دارند، اما اگر بنا باشد نقاط ضعف يکديگر را روي ميز بگذاريم، مسائل ديگري پيش خواهد آمد!

 

از سوي ديگر رئیس دولت مسأله پيش آمده در مجلس را تمام‌شده دانست و گفت: البته اوضاع کشور، به گونه‌اي  است که از هر کاهي، کوه مي‌سازند تا نسبت به دولت ايراد بگيرند که قطعا اين کارها به جايي نخواهد رسيد!

 

 

 

خلاصه به نظر من مسئله  کردان در شان کشوری که ادعای اسلامیت دارد نبود. در این ایام نقل مطبوعات خارجی مدرک جعلی وزیر کشور بود.

ما تا رسیدن به صداقت واقعی باید خیلی در راه باشیم...! متاسفانه جوابگویی هم نیست اینهم نوعی کشمش سیاسی بود و به نوعی هم جنگ قدرت در اردوگاه اصولگرایان بود که نتیجه داد.

متاسفانه جوانان و مردم ما خیلی ها مدارک خوبی دارند اما در جامعه مارابطه نقش ضابطه بازی میکند. 

 

این روزها مدرک گرایی در جامعه به خصوص مدیران به اوج خود رسیده است و بحث جعلی بودن مدرک کردان وزیر کشور شاید درسی ! برای برخی باشد تا بدانند مدرک داشتن راه خدمت نیست مدرک واقعی خدمت صادقانه و با برنامه ریزی همراه با دانش است...

امروز در جامعه ما انسانها  با نگاه طبقه بندی همراه با داشتن قدرت مالی اداری نگریسته می شوند و الفاظ حاج آقا، دکتر ، مهندس و غیره در برخوردها باب شده است که خود آفت بزرگ نگاه فرهنگی اجتماعی همه ما است...

 

یادمه روزی با مرحوم سعدایی بحث کردان بود ایشان در جواب من گفتند با انتخاب عوام فریبانه کردان باید منتظر چوب خوردن وی نیز بود!

 

 

راستی تا کی باید تاوان فرصت سوزی مدیران دولت بدهیم،سیمای ایران و ایرانی کجاست...!

 

 
 
پی نوشت: روزنامه گاردین نوشت اصلاح‌طلبان ، پیروزی اوباما در آمریکا را به پیروزی سیدمحمد خاتمی در انتخابات ریاست جمهوری سال آینده ایران گره زده و معتقدند که اوباما می‌تواند راه‌ آسان‌تری برای هم‌‌کلام شدن با خاتمی پیداکند!
 
نوشته شده در سه شنبه چهاردهم آبان 1387ساعت 10:26 توسط سيد علي تراب| |